دوشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۶
  • :
  • :

ترجمه از نظر پیتر نیومارک

woman writing 422639386.jpg detail ترجمه از نظر پیتر نیومارک
ویرایش مقاله انگلیسی
در دوره ای که پیتر نیومارک (۱۹۸۱) آن را دوره ما قبل زبانشناسی ترجمه می نامند، بحث درمورد ترجمه، حول یک سوال کلی صورت می گرفت آن این بود که ترجمه می بایست بهروش آزاد انجام شود یاروش لغوی. نظریه پرداز که را مجبور به انتخاب این یا آن روش می دید، پاسخ خود را به صورتی تجویزی و با استناد به یکی از چهار علت فرهنگی، اخلاقی، زبانی زیبا شناختی (و یا مجموعه ای ار این عوامل) بیان می کرد. پاسخهایی را که با استناد به عوامل فوق داده شده، می توان به طور خلاصه به صورت قضایایی متضاد به شرح زیر بیان کرد:

علت فرهنگی
الف. ترجمه وسائل ی فرهنگی است. متن مهم را تا آنجا که لازم است باید تغییر داد تا با فرهنگ مقصد سازگاری پیدا نماید .
ب. ترجمه وسائل ی فرهنگی است. متن اصلی را بایستی با کمترین تغییر ترجمه کرد تا نشان دهنده نحوه اندیشه بیان ملتی دیگر باشد.

علت زبانی
الف. مترجم بایستی تا میزان امکان کلمات و تعبیرات نویسنده را به کار ببرد از این راه زبان مقصد را غنی نماید .
ب. مترجم باید تا میزان امکان از به کار بردن کلمات و تعبیرات نویسنده که زبان مقصد را فاسد می نماید پرهیز نماید .

علت اخلاقی
الف. مترجم می بایست لفظ به لفظ به نویسنده متعهد باشد.
ب. مترجم باید به روح اثر متعهد باشد.

علت قشنگ شناختی
الف. مترجم باید با نقض قراردادهای عرفی زبان مقصد آشنایی زدایی، غرابت زبانی متن اصلی را تا میزان امکان به ترجمه منتقل نماید .
ب. مترجم بایستی غرابت زبانی متن اصلی را به حداقل برساند زبان ترجمه را تا میزان امکان طبیعی و روان نماید .

translate ترجمه از نظر پیتر نیومارک

های فوق، چنانکه گفته شد، تجویزی اند و مبنایی سوبژکتیو دارند. هر کدام از آنها شاید در شرایط خاصی در جامعه ای مقبول واقع شوند و در شرایط ویِژگزینشه دیگری نا مقبول. در تاریح ملتها زیاد پیش آمده است که زمانی یک دلیل مقبول واقع شده زمانی دلیل متضاد آن. مقبولیت این دلیل ها در نهایت تابع ذوق اهل قلم شرایط اجتماعی فرهنگی و زبانی دوره ای ویِژگزینشه است . در زمان نو ، به جهت در سه، چهار دهه اخیر که حوزه مطالعات ترجمه به تدریج شکل گرفته، نظریه پرداز ترجمه، وقتی حرف ازروش ترجمه می نماید ، همچنان را به اصول کلی این یا آنروش محدود می بیند، اما در اینجا یک فرق مهم وجود دارد. نظریه پرداز دیگر تجویز نمی نماید ، بلکه با استناد به عوامل مختلف به خصوص نوع متن، به جای اینکه بگوید “می بایست ” این یا آن نحوه را به کار برد، می گوید این یا آنروش برای ترجمه این یا آن متن به کار رفته است یا مناسب تر است و دلایل عینی خود را هم ذکر می نماید .

تغییر روش کار نظریه پرداز از تجویزی به توصیفی، اتفاق مبارکی است که در عرصه مطالعات ترجمه رخ داده است. این تغییر پیامدهای بسیار زیاد ی برای مترجمان دارد. از عبارت این پیامدها یکی آن است که مترجم مجبور نیست از روشی پیروی نماید که در جامعه ادبی نحوه غالب در ترجمه به حساب می آید. گزینش روش بستگی به مخاطب به خصوص نوع متن دارد. گزینش روش وقتی درست است که ترجمه جهت خواننده مفید باشد یاروش با نوع متن تناسب داشته باشد. در واقع ، انتخاب آموزش به مترجم واگذار شده است. مترجم جهت گزینش شیوه باید آبرخي داشته باشد و روش مناسب را با حس مسئولیت اعتماد به نفس گزینش نماید . این نکته دستاورد کمی نیست هر چند که ارزش آن همیشه به درستی درک نمی شود. کم نیستند مترجمانی که تمام انواع متون را به یکآموزش ترجمه می کنند برای انتخاب آموزش مناسب، آبعضی لازم لذا اعتماد به نفس ندارند دست به تجربه نمی زنند و ترجیح می دهند از نحوه غالب پیروی کنند.

نوشته: دکتر غزاعی فر
منبع: فصلنامـه مترجم




پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوپروب close
خرید بک لینک