شنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۶
  • :
  • :

تحقیق هنر متجدد بازاري

گرچه هنوز جامعه ي دوقطبي فرهنگي ما، اشاعه دهنده ي سنت گرايي است، ليكن شور و شرر تجدد مدرنيته نيز گاهي بر دلهاي هنرمندان تازه به زمان رسيده ي ما سايه مي افكند، هرچند سنت گرايان نادانسته هميشه و هنوز از مقبره ي اشرار مدرن مي ترس و نگرانی ند و با اين وجود از تير و تركش آنها در امان نبوده اند. زيرا هميشه در طولِ تاريخ ثابت شده است كه افكار، چشـم ها و دهان اجتماع را نمي توان بست.
15114 420 تحقیق هنر متجدد  بازاري
پایان نامه کارشناسی ارشد مدیریت

پایان نامه کارشناسی ارشد مدیریت,پایان نامه کارشناسی ارشد مدیریت,پایان نامه کارشناسی ارشد مدیریت

به مدرنيسم و پست مدرنيسم از بالاي حصار سنت گرايي خود سرك كشيده ايم و با پيامهايي آنها بوسيله ي كتاب، اينترنت ماهواره بصورت چاپارخانه اي تا حدودي دست و پا شكسته آشنا گشته ايم، ليكن ما كجا آنها كجا.
چاپارخانه هاي كوروش مدتها طول مي كشيد تا نامـه اي را از دولت پارس به بلاد روم يونان برسانند باز بيش از يكسال به درازا نمي كشيد ولی هايپررئاليسم هاي ما حداقل ۲۰ تا ۴۰ سال بعد پا در ركاب لگام گسيختگان مدرن بالد غرب مي گذارند صداي تبانچه ي موج سوم را بعد از اين مدت مي شنوند كانسپچوال آرت بعد از شنيدن ناملايمات بد و بيراهه ها از منتقدان لي لي كنان بعد از سالها خستگي، در زمان كهولت پا به ميدان هنرمندان قهرمان هميشه در صحنة ي علم مان مي گذارد جوانه ي بيمار ديگري مي زند كه روح سنت گرايان كيمياگرمان را به مي لرزاند.
براستي چه زماني از موج چهارم خبري مي رسد؟ مي گويند در بلاد غرب زمان موج چهارم رو به سراشيبي گذاشته است. آيا هنوز از پست مدرنيسم خبري هست و رژان بودريار هنوز از امر واقعي (نشانه ها) حرف مي كند؟ گيجي سردرگمي سبكهاي مختلف از كلاسيك گرفته تا شاخه هاي پست مدرنيسم از كيچ اشلاك گرايي تا ديكانستكچراليسم و از پردازهاي نگارگري قلم موي، موگربه ايي گرفته تا رئاليسم كمال الملك، چنان زندگي هنريمان را به زده است كه شيرجه ي بزرگ هاكني را از آنِ داوينچي مي دانيم. خدا را شكر كه گروهي از روي عمد يا نادانسته يا از روي خيرخواهي و شايد هم خودخواهي طي چند سالي جوي تهیه و تولید كه مباحث روش هنر، يا هنر متجدد بازاري را براه انداخته اند تا شايد گوشي شنوا و يا دستي توانا پيدا كنند. هرچند دريغ كه اين مباحث صرفاً در محافل يا مجلات هنري بیان و درج شوند و يا از گليم خود فراتر گذارند كه مبادا همين پاره گليم مندرسئسان را نيز به يغما ببرند.
و ولی هنر بازاري كه در هر فرهنگ همچون پوشش لبـاس ضروری ه ي جامعه است تجددگرايي نيز در ذات آدم ها نهفته است. چون چنانچه آوانگارد (پيشرو) نبود، آدم اوليه از غارهاي هم بيرون نمي آمد. اما در سير تاريخ در بسياري از مواقع هنر سنتي ملعبه ي هنر مدرن شده و پيشروها بارها از كاسه ي سنت گرايان ديگ تولید و ساخته اند نادانسته پيداست كه هنرمند متجددگرا تا بخواهد حرف را به كرسي بنشاند بايد زحمت آسياب رفتن را به بدهد و موهايش را آنجا سفيد كند.
بله، بدنبال تجدد بودن، يعني آه در بساط نداشتن، يا بساط را پر از آه كردن تلاش كردن جهت دستيابي به نوآوري و تصرف چند خطي از تايخ، هنر بازاري يعني ارتزاق به گونه ايي كه بتوانيم تنها شكم خويش را سير گردانيم و اين طبيعي است كه مدرنيسمهاي ما هر كدام براي بدست آوردن قوت لايموت شده به هنر بازاري روي مي آورند. مگر اينكه بخت و اقبال ياريشان كند بلعكس ما، به جاي سنگ، از آسمان جهت شان سكه تمام بهار آزادي ببارد. يا اينكه قبلاً پدرش سكه هاي باريده شده را جمع كرده باشد.
هنرمندان بازاري يا خوشنويس مي شوند پرده اي برگي از كاغذ را به الفاظ قشنگ منقوش مي نمايند يا فارسي نويس چليپا با پلاتر و پلاتر كاتر رقيب مي شوند و يا كمي جلوتر بياييم و هنرمندان پيرو و مثلاً كوبيسم فويسم … را بگوييم كه بقول بعضي ها دمده شده است و براي اينكه نشان بدهند هنرمندند كوبيسم يا فويسم و يا كنستراكتويسم جديد را، بقول خودشان مي آورند و اگر بخواهند ايراني مدرن شوند، يا زنده رودي مي شوند عربشاهي يا روحبخش و فداي را شكر كه بينالهاي ما نیز كه پر از اينهاست. پيروان پروپا قرص دومينيك انگر را مثال بزنيم كه در ابتداي انقلاب صنعتي زمان ناپلئون به سر مي برند به پيروي از لويي داويد، «مرگ ما را»، را دوباره زنده مي كنند.
بهتر است قبل از اينكه دست به گريبان يكديگر شويم آب در اجاق يكديگر بريزيم به فكر چاره اي جهت برنامـه هايي به جذابيت باب راس باشيم. هرچند كه برنامـه هايي چون هنرمندان نوگرا در شبكه چهارم آنهم در زماني از روز كه خالي از مسأله نيست، نيز در نظر گرفته شده است اما آنچه كه مي تواند جامعه اي را به سوي هنري امروزي و نو بكشاند قضاوت نو و كهنه را بر عهده آن بگذارد.
متأسفانه بر عهده ي افرادي، غيرمتخصص و ناآگاه كه با نشستن بر مسند ناآگاهي خويش چه بخواهند، چه از آن گريزان بشاند سروگارشان با هنر مي افتد و ناخواسته مبلغان هنر پيش پا افتاده هنرمندان زبان درازپا در گود گذاشته مي شوند اينچنين ريشه ي ضعيف خشكيده ي اين نهال نورسيده را كه از تنه اي كهن همچون نقاشي ها مفرغ هاي لرستان، كاشيكاريهاي اصفهان، گليمهاي هرسين و …. جان گرفته است را مي خشكانند.
انتها كلام اينكه داس را برنداريم و به برداشت هوا برويم، كاشتن و همياري آبياري مي خواهد تا فصل درويي برسد كه:
هيچ وازر وزر غيري برنداشت هيچ كس ندرود تا چيزي نكاشت
پي ساختمان را محكم كنيم پس طرح را بر پيشاني ديوار نقش بزنيم بايد اعتراف كرد كه اينگونه مباحث زمينه ساز حركتهايي است كه بي منفعت نيست چو:
به راه باديه رفتن به از نشستن باطل كه گر مراد نيابم به قدر وسع بكوشم
«عيسي اميري چولانديم»
از همينگوي تا پترُف ۱۰۰ سال :
زمان ي كه ارنست همينگوي در ۱۸۹۹ ديده به جهان گشود، اين انديشه به ذهن هيچكس خطور نمي كرد كه او در زمان حيات خويش رُماني را با عنوان پيرمرد دريا بنگارد نوبل ادبي ۱۹۵۴ را به اختصاص دهد. همچنين هيچكس اين تصور را نداشت كه دقيقاً صد سال آينده با اقتباس از يك شاهكار.‌انيميشني به جهان عرضه شود تا هم گرامي داشتي جهت اين چهره ي ادبي باشد هم اثري ماندگار در تاريخ فيلمهاي متحرك.
همينگوي در سال ۱۹۱۷ تحت عنوان راننده ي آمبولانس صليب سرخ راهي جبهه ي ايتاليا شد. او در اين جنگ متحمل جراحات بسياري گشت زمان بازگشت تجارب تصاوير زيادي در ذهنش ماندگار شده بود كه تا انتها عمر روح و خاطر او را آزرده مي ساخت. برخي معتقد هستند اين تجربه ها دليل بر دلاوري شگرف آن مرد بود و برخي ديگر بر اين عقيده اند كه همينگوي چنان در جبهه ترس و نگرانی يده و از شرمنده گشته بود كه از آن پس در تمام لحظه هاي زندگي، سخت نيازمند اين بود تا دلاوري خود را بيازمايد.
بعد از انتشار موفق يت زود وقت رمان پيرمرد دريا، برسون در سال ۱۹۵۲ نامـه اي در تمجيد آن مي نويسد كه او در جواب چنين مي گويد: «راز توفيق پيرمرد و دريا در اين است كه هيچ رمزي در آن نيست. دريا مساوي است با دريا، پيرمرد با پيرمرد پسر با پسر» او سرانجام صبح روز اول ژوئيه ۱۹۶۱ با شليك گلوله به سر خويش خودكشي كرد.
الكساندر پترُف و پيرمرد دريا :
كارگردان: الكساندر پترف
متحرك سازي: الكساندر پترف، ديمتري پترف
استوري برد: الكساندر پترف
تدوين: دِنيس پاپيون
موسيقي: مايكل كريوو
بر اساس رمان پيرمرد و دريا :
سانتياگو پيرمردي است ماهي گير. او هشتاد و چهار روز است هيچ صيدي نداشته، چهل روز از اين هشتاد و چهار روز را پسري همراه او بوده، اما به دستور پدر مادر، پسر همراه قايق ديگري به صيد مي رود. بعد از مناظره اي ميان پيرمرد و پسر، پيرمرد راهي دراي مي گردد تا بزرگترين صيد خود را به چنگ آورد.
در واقع تمام ماجرا صحنه هاي جدال بر سر جَبر و عزم است. آرمان عزم ي سانتياگوي پير كه همانا صيد بزرگترين ماهي عمر خويش است نبرد با هر آنچه كه مانع از به ثمر رسيدن اين آرمان گردد، نبرد با جبر طبيعت و با آنچه را بداقبالي و بدطالعي مي نامند، با افتادگي ناتواني خويش، نبرد نَه با نيشخندهاي اطرافيان كه با نفس و زبوني و ضعف خويش تثبيت دوباره ي اينكه هنوز هم به رَ پيري و كهولت مي تواند هر آنچه را براي ش آرمان و آرزوست «بخواهد و بتواند» با تمام قدرت به چنگ آورد، همان گونه كه به روشني در طول انيميشن صحنه هاي جدال باليدن به قدرت خويش را در او مي بينيم.
از عبارت ي سكانس مچ انداختن با مرد سياه پوست صحنه هاي نبرد با كوسه ماهي كه آشكارا در مي يابيم، آنجا كه آرمان و ارزشهاي آدم مورد تعدي قرار مي گيرد چطور روح هر آدم ي، حتي سانتياگوي پير ناتوان به جدال با آن برمي خيزد و طغيان مي كند.
سانتياگوي پترف، يك ارنست همينگوي ديگر است كه بعد از رمان پيرمرد و دريا باز با ما سخن مي گويد، اما همان حرفها اما با گويشي ديگر و در قالب تصوير متحرك. پيرمرد تمثيلي از طبع والاي آدم يست. انيميشن پيرمرد دريا تحكيم دوباره ي پيرمرد دريا بود كه در رويارويي با اين شاهكار بزرگ (انيميشن و رمان) فقط مي توان به احترام در مقابل آن سر تعظيم فرود آورد.
جوايز انيميشن پيرمرد دريا :
برنده ي اسكار بهترين انيميشن كوتاه (مارس ۲۰۰۰، لوس آنجلس)، برنده ي جايزه ي بزرگ به عنوان بهترين انيميشن كوتاه از نظر بازديد كنندگان در فستيوال بين المللي انيميشن اَنِسي فرانسه‌ (۲۰۰۰)، جايزه ي اول فيلم هاي ۱۵ تا ۳۰ دقيقه اي چهاردهمين دوره ي فستيوال جهان ي انيميشن زاگرب (كرواسي، ژوئن ۲۰۰۰)، برنده ي جايزه ي بزرگ ماهي طلايي در جشنواره ي بين المللي انيميشن فيلم براي كودكان (مسكو، نوامبر ۱۹۹۹)، برنده ي بهترين انيميشن دوبعدي و بهترين فيلم پردازي در جشنواره ي // (ميامي فلوريدا، ۲۰۰۰)، برنده ي جايزه ي جيني (//) از آكآدم ي سينما و تلويزيون كانادا به عنوان بهترين انيميشن كوتاه (ژانويه ۲۰۰۰، تورنتو) برنده ي جايزه ي بزرگ فستيوال بين المللي انيميشن كُرُك (اكراين، اكتبر ۱۹۹۹) بسياري جوايز ديگر.
تكنيك و تكنولوژي ساخت پخش : انيميشن پيرمرد دريا اولين انيميشن رنگ و روغن روي شيشه با استفاده از فيلم هاي قطع بزرگ (هفتاد ميليمتري ۱۵ سوراخ) مي باشد. با به كارگيري اين سيستم جهت رسيدن به تصاويري با فشردگي و وضوح معین بزرگترين فريم هاي استفاده شده در تاريخ ساختن فيلم هاي متحرك تا آن زمان بوجود آمد.
جهت جلوگيري از ارزش و وضوح بيشتر تصاوير نهايي از نوعي سيستم حركتي افقي موجي شكل فيلم در پروژكتور استفاده شد. همچنين بهره جستن از سيستم پيشرفته ي پخش صدا ۶ تا ۸ كانال همراه استفاده از فيلم هاي قطع ۷۰ ميليمتري واقعيت گرايي تصاوير را تا میزان زياد زيادي بالا برد.
سيستم پخش پروجكشن فيلم هاي قطع بزرگ كه به دو شيوه ي پرده ي گنبدي و پرده ي تخت قابل نمايش مي باشد، بيننده را به گونه اي در مركز وقوع حوادث فيلم قرار مي دهد و با تصاوير و صداها همراه مي سازد كه مخاطب آن را به معني واقعي حس مي كند.
به بيان ديگر نمايش فيلم روي پرده اي به ارتفاع حدود ۲۵ متر نتيجه ي استفاده از فيلم هاي قطع هفتاد ميليمتري در اين فيلم بود همين امر باعث مي شود، تمام ميدان ديد پيراموني بيننده كه در محدوده ي پرده ي گنبدي شكل قرار مي گيرد، پوشش يابد اين امر سبب القاي هرچه بيشتر فضاي انيميشن بر بيننده مي شود.
الكساندر پترف پيش از اين جهت ساختن دو اثر ديگرش يعني گاو و پري دريايي نيز نامزد اسكار شده بود. او براي ساختن پيرمرد دريا از تكنيك زياد پيچيده اي مصرف نمود كه انگشت شماري از انيماتورها در همه دنيا به آن تسلط دارند.
ريجستريشن در فرآيند چاپ :
بسيار شنيده مي شود كه در كارهاي چاپي ترام پر شده است يا ترام چاپ شده بزرگتر ديده مي شود و يا جابجايي در رنگها از شفافيت تصوير كاسته است، آيا براستي چنين اشكالاتي وجود دارد؟
چنانچه بخواهيم با دقت ، مراحل مختلف كارهاي چاپي را بررسي كنيم، مي بينيم كه مبحث ريجستريشن مي تواند از ارزش فوق العاده برخوردار باشد، اكنون بصورت اختصار به اين مبحث بسيار باارزش خواهيم پرداخت.
ريجستريشن يا همان كايل رنگ مي تواند بنا به موضوعات و موارد استفاده و يا سليقه هاي مختلف به شكلهاي گوناگوني ارائه شود. در طراحي و تولید و ساخت ريجستريشن مي توان موارد متنوعي را در نظر گرفت كه با آنها بتوانيم به بهترين شكل ممكن از اين كنترل كننده كارهاي چاپي در زمان چاپ يك طرح مصرف نمائيم. اما بايد بدانيم كه كيفيت تصاوير يك كار چاپي تنها به ريجستريشن و رزولوشن وابسته نيست.
بلكه تمامي حلقه هاي اين زنجير از ابتدا كه اسكن شروع مي شود همگي از اهميت خاصي برخوردارند و ما بايد با دقت به تمامي اين مراحل رسيدگي نمائيم. چنانچه تمامي مراحل پيش از چاپ به بهتر ي طراحي و ارائه شود، ديگر نيازي به تصاوير اورژينال طرح در زمان چاپ وجود ندارد اپراتور با معرفت كافي از كاربرد ريجستريشن مي تواند كار چاپي را بصورت صحيح با كيفيتي عالی و مطابق با استاندارد چاپ نمايد.
امروزه، كمتر كاريداراي اورژينال مي باشد. زيرا اكثر كارهاي طراحي شده در كامپيوتر خلق مي شوند، بنابراي ن اپراتور چاپ براي يك چاپ صحيح و استاندارد، بايد الگو و مبنايي نامتغير داشته باشد تا بتواند هميشه در حول محور آن حركت نمايد و بنابراي ن معرفت اين نوار حاوي اطلاعات (ريجستريشن) يكي از موارد بسيار مهم و ضروري است.
نشان به اضافه اي كه در نوار ريجستريشن بكار رفته است جهت انطباق رنگها بر روي مي باشد. كلمه (//) معرف // ـ آبي و كلمه (//) معرف // ـ سرخ كلمه (//) معرف // ـ زرد و كلمه (//) معرف // مي باشد. از هر چهار رنگ اصلي يك تكه ۱۰۰% در ريجستريشن آورده شده است تا اپراتور به راحتي بتواند غلظت مركب را در میزان ضروری بر روي كاغذ محاسبه کرده و رنگ به راحتي بر روي كاغذ بنشيند. غلظت رنگ مركب بايد با دستگاه دنسيتومتر (غلظت سنج) محاسبه گردد. در صورت نبودن دستگاه دنسيتومتر مي توانيد از كتابچه هاي اطلس رنگ استفاده نمائيد.
از هر چهار رنگ اصلي يك تكه ۵۰% در ريجستريشن آورده شده است كه از اهميت بسزايي برخوردار است و اپراتور بايد ترام را در همان میزان حفظ کرده و اجازه افزایش بيش از آن را به ترام ندهد. افزایش ترام مي تواند از ۱% تا ۹۹% ادامه داشته باشد اين عمل بصورت منحني بوده بيشترين و چشم گيرترين اين بیشتر شدن در ۵۰% مشاهده مي شود.
از هر چهار رنگ اصلي يك تكه ترام ۵۰% درشت نيز در ريجستريشن تعبيه شده است. اين حركت جهت آشنايي چشم غيرمسلح و بدون استفاده از لوپ (ذره بين) سريعتر ديدن چك نمودن اپراتور مي باشد داراي خانه هايي مربع شكل (بصورت صفحه شطرنج) است.
بلوكه خاكستري رنگ بالانس، تشكيل شده از تركيب سه رنگ (//) (//) (//) است كه تركيب آنها بايد رنگ كاملاً خاكستري را بوجود آورد و از اين جهت در كنار رنگ خاكستري ۵۰% مشكي قرار گرفته است در صورتي كه رنگ خاكستري بوجود آمده بالانس نباشد، سريعاً چشم قادر به تشخيص آن مي باشد (ضروری به توضيح است كه رنگهاي زرد و سرخ بنا به نوع ماهيت مركب در اكثر موارد از بیشتر شدن بيشتري برخوردار مي باشند به همين دليل درصد آن را براي تهیه و تولید خاكستري مشكي پائين تر مي گيرند.)
در هر چهار رنگ اصلي بلوكه اي كه داراي اشكال مختلفي است وجود دارد كه بايد آنها دقيقاً مطابق با شكلي كه بر روي زينك ثبت گرديده است بر روي كاغذ اثر گذارد. خطوط افقي و عمودي كنار براي آنست كه چنانچه لرزشي در سيلندر زينك يا لاستيك باشد اثر را بصورت سايه بر روي كاغذ گذارد و جهت آن نيز اينگونه معین مي شود. دايره هاي كوچك و ريزي كه در وسط آنها بصورت نقاط سياه و سفيد وجود دارد، میزان پركردگي كار چاپي و ترامها را به روشنی معین مي نمايد.
بلوكه اي با ترامهاي مختلف از ترام ۱% تا ۶% در ريجستريشن تعبيه شده است. اين بلوكه حساس، با ترامهاي ضعيف براي دقت در خروجي فيلم ايمجستروكپي آن بر روي زينك مي باشد. در وهله كپي زينك با اين اعمال به راحتي مي توانيم پريدگي ترام را از روي زينك معین نمائيم.
گردآوري شده توسط :
چاپ نشر سخنور، مجهز به مشاين آلات چاپ افست، مسطح و ليتوگرافي
چاپ كتاب، مجلات، كاتالوگ، جعبه انواع اتيكت هاي بسته بندي
نيشابور ـ خيابان فردوسي شمالي ـ جنب مخابرات قديم ـ تلفن: ۲۲۲۵۷۱۲ فكس: ۲۲۲۴۲۰۴ همراه: ۰۹۱۵۱۵۱۵۲۵۸
اسطوره معنا :
اسطوره ها را به شيوه هاي گوناگون مي توان تفسير كرد: مي توانند تصوير تجسم يافتة نيروهاي كيهاني باشند، مانند زماني كه هرج مرج مقهور نظم مي شود، مي توانند بازتاب رويدادهاي تاريخي از قبيل احداث ديوارهاي شهر و بازگشت پيكره هاي آئيني باشند، مي توانند صرفاً در خدمت مقاصد آئيني باشند، به عنوان مثال، بازخواني در جشن سال نو، رويدادهاي آنها مي تواند بازتاب چرخة طبيعت باشد، به اين ترتيب مخاطبان اطمينان حاصل كنند كه خدايان ملي را در كنترل قرار دارند. وقت ي كه اسطوره هاي بين النهرين را مرود توجه قرار مي دهيم همة اين تفسيرها انكان پذيراند.
همچنين مي توانيم مضمون هاي تكرار شونده اي را معین كنيم، از قبيل نبرد با دشمنان عظيم الجثة ناممكن، وقايع عجيب چاره ناپذير، جستجو جهت ناميرايي يا جواني جاودانه، و سفر به جهان زيرين. قهرمانان اسطوره معین ات جهان شم اما دارند:
شجاعت، شرافت، وفاداري و زيبايي. ولادت آنها معمولا معجزه آسا است، يا مادر و يا پدرشان آسماني است. شيوه اي كه يك اسطوره بر يك اجتماع تأثير مي گذارد، با تأثيرگذاري يك تمدن بر تمدني ديگر تفاوت زيادي ندارد، و اسطوره هاي بين النهرين نشان هاي آشنايي در زبان ها و زمان هاي ديگر دارند.
اما از يك جهت استثنايي هستند . اسطوره هايي كه در اين كتاب توصيف شدند در زمرة نخستين اسطوره هاي مدرن ضبط شده قرار دارند. منشاء آنها در غبار وقت گم شده است، اما ابه احتمال زیاد لاً به وقت احداث نخستين شهرها طي هزاره هاي چهارم تا سوم ق. م. بازمي گردند، زماني كه خصوصيات خدايان به پادشاهان واقعي نسبت داده مي شد، منزلت خداياني ویِژگزینشه تعمداً ارتقا داده مي شد تا منزلت مراكز پرستش آنها، و به اين وسيله ساكنان آنجا ارتقا پيدا كند.
گستردگي دامنة موضوع، شخصيت ها و مكان در اين اسطوره ها، در طول هزاران سالي كه آنها را از مخاطبان جديدشان جدا مي كند، جذابيت خاصي به آنها بخشيده است. شايد ما غربي ها چنان غرق در سنت هاي ادبي و مذهبي نشأت گرفته از زمان كلاسيك يونان و كتاب مقدس باشيم كه به پيروي از ديدگاه متأخر پيچيدة خود كيفيت هايي را به آنها نسبت دهيم كه براي مردم بين النهرين باستان موضوعيت نداشته است. شايد صرف درك يك ديدگاه چند خدايي براي ما دشوار باشد، و تازه بايد اين نكته مهم را نيز به خاطر داشته باشيم كه دانسته هاي ما ناقص است. آنچه كه ما در اختيار داريم فقط تعدادي قطعة كوچك در يك پازل بزرگ است، بدون آن كه از طرح كلي آن تصوري داشته باشيم. و نيز بايد به خاطر بسپاريم كه اين كتيبه ها به هيچ وجه به منظور اين كه ما آنها را بخوانيم نوشته نشده اند.
با اين همه، بررسي دقيق، خصوصيات الگوهايي را روشن مي كند كه مي تواند ما را به ژرف كاوي بيشتر در اين اسطوره ها رهنمون شود. ديده ايم كه چطور سرعت حوادث همیشه باوقار و كند است، چطور تغيير يك مكان همـواره تحت تأثير رفتن اسطوره اسطوره به مكاني ديگر است. تمهيدي وجود ندارد كه نشان دهد «در اين فاصله» در و مكاني ديگر بر ساير شخصيت هاي جریان چه مي گذرد، فقط يك راوي مي تواند جریان را در يك وقت بيان كند. طرح جریان به شيوه هاي ساده و گوناگون پيش مي رود:
با رؤياهايي كه رويدادهاي آينده را پيش گويي مي كنند، با گفتگوهايي كه ميان طرفين متخاصم درمي گيرد، با دستورات و اندرزهايي كه خدايان مي دهند.
ديده ايم كه چگونه تكرار، در مقياسي وسيع، اکثرا ٌ ً كلمه به كلمه، بدون تغييرات ظريف واژگاني مورد مصرف قرار مي گيرد. واقعيت از طريق تكرار تقويت مي شود. بعضي به احتمال زیاد ت حماسة آفرينش، چهار بار به طور كامل تكرار مي شوند، هيچ اسطوره اي وجود ندارد كه حاوی اين تكرارها نباشد.
گاهي اوقات از اين تمهيد جهت به اوج رساندن كشش نمايشي استفاده شده است، به عنوان مثال وقت ي كه عقاب اتنه را به آسمان نزد انو مي برد، يا ي كه گيلگمش در سرزمين ظلمات راه را مي جويد. همچنين بر ارزش بعضي حتمـا ت توصيفي تأكيد مي گذارد مخاطبي را كه به تصاوير بصري عادت ندارد تشويق مي كند كه چشم ذهن را بگشايد و ببيند كه مسئله چه بوده است، جهت قهرماناني كه در صحنه درگيرند چه چيز در معرض مخاطره قرار دارد.
به اين ترتيب، وقت ي كه گروه هيولاهاي تيه مت بارها و بارها توصيف مي شوند، منظور آن است كه مخخاطب دقيقاً ببيند حس كند كه آنها تا چه اندازه رعب آور و هولناك اند. اين خميرمايه اي است كه داستان گويي از آن ساخـته مي شود.
يكي ديگر از تمهيدات اسطوره، رسيدن به يك عدد و پس به اوج رساندن آن با اضافه کردن يك شمارة ديگر است. از اين رو است كه بعد از توفان بزرگ، ي كه كوه نيموش قايق را محكم نگاه مي دارد، رقم شش روز با هفتمين روز بعد از آن به اوج مي رسد.
در اولين و دومين روز، كوه نيموش قايق را محكم گرفت نگذاشت تكان بخورد.
در سومين و چهارمين روز، كوه نيموش قايق را محكم گرفت نگذاشت تكان بخورد.
در پنجمين ششمين روز، كوه نيموش قايق را محكم گرفت نگذاشت تكان بخورد تا آنكه هفتمين روز فرا رسيد …
به همين ترتيب گيلگمش به خواب عميقي فرو مي رود كه شش روز و شش شب طول مي كشد، روز هفتم از خواب برمي خيزد. نرگل و ارشكيگل با اشتياق تمام شش روز شش شب كنار يكديگر مي خوابند. روز هفتم، زندگي واقعي از سرگرفته مي شود. در حماسة آفرينش، دو خدا به جنگ تيه مت فرستاده مي شوند، ولی شكست مي خورند، و اين خداي سوم، مردوك، است كه موفق مي شود.
در حماسة انزو، سه خدا سعي مي كنند و خوب نمي شوند، اين خداي چهارم، نينورته است كه توفيق مي يابد. اعداد عموماً اهميت دارند بخصوص شماره هاي سه و هفت. رؤياها با عدد سه مي آيند و بادها سلاح ها با عدد هفت. تأثير تراكمي كشش را افزايش مي دهد.
كوشش به منظور ارزيابي ارزش ادبي اين متون بي ترديد امر خطيري است كه در آن فرصت هاي بي پاياني براي خطا كردن وجود دارد. تمهيدات ادبي گوناگون بايد منعكس كنندة ذائقة مخاطبان اصلي باشد مخاطباني كه ذائقة آنها بيشتر با پيچيدگي و مقاصد اخلاقي دمساز است تا نمايش هاي سوزناك گزنده. در زندگاني دنياي باستان خدايان چنان نقش مهمي ايفا مي كردند كه امروزه به آساني قابل درك نيست چرا كه به نظر مي رسد براي هر چيزي يك تبيين علمي وجود دارد.
اما در تلاش به منظور ارزيابي جذابيت اين متون، در هر زمينه اي ـ مقاصد سبك محتوا ـ بايد محدوديت هاي خود را درك كنيم. شايد خوبتر باشد بگذاريم لذت هاي آسان ـ از گيلگمشن باشكوه، ايشتر زيبا و جواهرنشان ، انزوي شرور، مردوك مغرور، اِآي خردمند، انيكدوي پشمالو، اوت ـ نه پيش تيم مرموز، ارشكيگل لب سياه ـ مهمترين علت باشد. هنر بازگو كردن اسطوره ها در نهايت تنها يك هدف را دنبال مي كند: شعله ور ساختن تخيل كساني كه گوش مي دهند يا مي خوانند. آتش اسطوره هاي بين النهرين هنوز شعله ور است.




پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوپروب close
خرید بک لینک