جمعه ۱۹ آبان ۱۳۹۶
  • :
  • :

تحقیق جلوه هايي از حقيقت وجودي نبي اکرم (ص) در قرآن کريم

از عايشه پرسيدند: اخلاق پيامبر چطور بود؟ جواب داد: «خلق خوي پيامبر(ص)، قرآن بود.» شخصيت جامع چند بعدي پيامبر اسلام و كمال عظمت معرفتي، اخلاقي و وجودي آن بزرگوار، قرآن مجسم ناطق است كه به عنوان نماد مطلق و تام «آدم كامل» در ميان آدم يان، حجت و الگويي ماندگار مي باشد.
%name تحقیق جلوه هايي از حقيقت وجودي نبي اکرم (ص) در قرآن کريم
ترجمه مقاله انگلیسی

ترجمه مقاله انگلیسی,ترجمه مقاله تخصصی,ترجمه مقاله انگلیسی

اگر قرآن كريم، كلام تشريعي حضرت حق است، پيامبر اكرم (ص) كلمه الله الاعظم كلام تكويني خدا است. چنانچه قرآن كتابي است با حقايق جاودانه هميشگي، پيامبر اكرم (ص) نيز حقيقتي عيني جاودانه است. چنانچه قرآن بطون و لايه هاي معنايي مصداقي عميق وسیع اي دارد كه تلاش جهت كشف آن حقايق بايد استمرار داشته باشد، پيامبر اكرم (ص) نيز ذخيره اي تمام نشدني و حقيقتي است عيني و آدم ي، كه معرفت ابعاد مختلف شخصيت ايشان و دستيابي به عمق سيره، سلوك و سنت آن حضرت به جهاد اجتهادي مستمر نيازمند است
پيامبر اكرم (ص) به اميرالمؤمنين(ع) فرمود: علي! كسي جز تو من خدا را نشناخت كسي جز خدا تو مرا نشناخت كسي جز خدا و من تو را نشناخت. شناخت معرفت حضرت حق- جل علا- در میزان اعلايي كه جهت غيرخدا ميسر است، جز براي كساني كه در كانون نور محمد (ص) و علي (ع) قرار دارند، امكان پذير نيست، چرا كه اين معرفت معرفت معرفتي است شهودي و نه ذهني، معرفتي است متناسب با اوج كمال و تعالی شناسنده، نه مدرسه اي و دلیل ي. از آن سو نيز معرفت تام نبي (ص) وحي (ع) جز براي حضرت حق، براي كسي حاصل نمي شود، چرا كه ديپرهزینه تمام فروتر از اين دو وجود مقدس- كه نور واحدي از منشأ واحدند- مي باشند دستيابي به معرفت تام آنان جهت شان مقدور نخواهد بود. حضرت حق در قرآن كريم زیاد درمورد پيامبر اكرم (ص) و معرفي ايشان سخن گفته است كه براي آشنايي با جايگاه عظيم نبي اكرم (ص) به اين آيات بايد مراجعه كرد: در قرآن كريم اطاعت خدا و پيامبر (ص) در كنار هم بیان اطاعت از رسول خدا، همان اطاعت خدا شمرده شده است. آزار و ايذاء پيامبر اكرم (ص) سبب عذاب دردناك و لعنت خداوند در دنيا و آخرت تلقي شده و دوستي خداوند متعال مشروط به اطاعت از پيامبر اكرم (ص) گرديده است. خلق و خوي الهي پيامبر اكرم و رحمت عطوفت آن حضرت مايه انسجام وحدت مسلمانان به شمار آمده و با تعبير «وانك لعلي خلق عظيم»، توصيف شده، تعبيري كه فقط در مورد پيامبر به كار رفته است. پيامبر اكرم (ص) علت رهايي آزادي مردمان از زنجيرها و بندهاي سخت معرفي شده است.
بندهايي كه از سويي خرافات و عادات زشت و از سوي ديگر ستمگران و سلطه جويان بر فكر انديشه رفتار حركت تعالی جويانه آدم ها ايجاد كرده اند. او «عبدخدا» معرفي شده است كه با عبوديت و بندگي ذات حق، به عالی ترين درجه عبوديت دست يافته و از تمام تعلقات و وابستگي ها رها شده است. گستره فيض لطف نبي اكرم نه تنها تمام مردمان و آدم يان كه عالميان را حاوی شده و آن حضرت به عنوان «رحمه للعالمين» معرفي شده است…. اين توصيف ها گوشه اي از معرفي پيامبر (ص) در قرآن است كه مروري همراه با تأمل و درنگ در اين آيات و ديگر آيات، مي تواند آفاق و ابعاد شخصيت الهي نبي اكرم (ص) را جهت ما روشن سازد.
علاوه بـر اين، برخي سوره هاي قرآن كريم اساساً در شأن پيامبر اكرم (ص) است و اين غير از سوره هايي است كه به وجود مبارك آن حضرت تأويل شده است. «يس» كه قلب قرآن كريم است و سرچشم ه هايي از معرفت و حكمت از آن جاري است، به پيامبر اكرم (ص) منسوب است. سوره ۴۷ قرآن کريم به نام نامي آن بزرگوار نام گذاشته شده است: “محمد” (ص)، علاوه جهت ن سوره فتح، سوره حجرات، سوره نجم، سوره مجادله، سوره تحريم، سوره قلم، سوره مزمل، سوره مدثر، سوره بلد، سوره ضحي، سوره شرح (انشراح)، سوره تين، سوره علق، سوره قدر، سوره كوثر برخي از سوره هايي است كه ناظر به شأن و جايگاه عظيم بار رفيع آن حضرت در پيشگاه خداوند متعال است. هر كدام از اين سوره ها و آيات نوراني آن، مالامال از حرمت لطفي است كه خالق متعال براي اين برترين بنده مقرب خود قائل است.
پيامبر اكرم(ص) نه تنها مبلغ دين الهي معلم آيات حكمت، كه مربي و اسوه آدم ها است: «لقدكان لكم في رسول الله اسوه حسنه». بنابر اين پيوند پيروان آن حضرت با اين وجود مقدس، وقت ي معني دار و موثر است كه آن بزرگوار را به عنوان مقتدا، امام، الگو پيشواي حقيقي بشناسند در مسلك سلوك، از ايشان پيروي كنند. آياتي زیاد از قرآن كريم احكام دستوراتي را خطاب به پيامبر اكرم (ص) بيان مي كند كه خطوط روشن الگو بودن آن حضرت را ترس يم و سرمشق هايي را كه پيروان آن بزرگوار بايد جهت «اصل» قرار دهند معین مي نمايد. نگاهي گذرا به اين سرمشق ها، جامعيت دين عرصه هاي گوناگوني را كه بايد يك مسلمان واقعي بدان توجه داشته باشد. تبيين مي نمايد. اين دستورات و احكام صريح گويا جهت هركسي بدون نياز به چيز ديگري جز فهم عبارات قرآن كريم، روشن مي كند كه تمام عرصه هاي عبادي، اقتصادي، سياسي، تربيتي، اجتماعي، نظامي، فرهنگي، اخلاقي و… در قلمرو الگوبرداري و پيروي از پيامبر اكرم (ص) قرار مي گيرد و هيچ زمينه اي از زمينه هاي اساسي پايه اي زندگي نهان را نمي يابيم كه سرمشق ها خطوط اصلي آن جهت پيروان پيامبر تعيين نشده باشد. چنانچه قرآن كريم مخاطبان خود را به تأسي و الگوگيري از پيامبر اكرم (ص) فرا مي خواند، خود نيز خطوط روشن آن را استرس يم كرده است. عبادت و شب زنده داري، جهاد و مبارزه با كفار و منافقان، بیشتر شدن دانش و معرفت و آگاهي، مهرباني و تواضع با مؤمنان و هم كيشان، انفاق و كمك به محرومان و دستگيري از افتادگان، مهرباني با يتيمان بي سرپرست ها، كسب قدرت تمام جانبه براي حفظ استقلال آسيب ناپذيري جامعه اسلامي، نيكي خدمت به همگان و صدها دستور و توصيه قرآن كريم به پيامبر اكرم (ص)، نشان مي دهد كه پيروان آن حضرت چه خطوط كلي را در زندگي فردي، خانوادگي اجتماعي خود بايد سرمشق خويش قرار دهند تا بتوانند با مسير كمال و بیشتر شدن حقيقي- كه آن حضرت در قله آن قرار دارد- همآهنگ شوند و به آنچه او نائل شده بود، نزديك گردند.
اكنون مي توان به درنگ و تأملي عميق در اين آيات صريح الهي، به ريشه اصلي گمراهي و حيرت و تباهي كه امت اسلام بدان دچار آمده است، پي برد. اگر فاصله امت با پيامبرش اين چنين ژرف و عميق نبود، هرگز امت پيامبر به چنين روزگاري گرفتار نمي آمد. تفرقه اختلاف به جاي وحدت اتفاق، جهل نگراني به جاي علم و آگاهي، ظلم و بي انصافي به جاي عدل داد، رفاه زدگي و اسراف به جاي دستگيري و انفاق، دشمني و خصومت به جاي مهرباني گذشت، انفعال تسليم در مساوی بيگانگان به جاي پایداری جهاد بالاخره پذيرفتن ولايت حاكميت كافران به جاي ولايت حاكميت رسول خدا (ص) جانشينان او… حقايق تلخي است كه امروز در جهان ادرود شاهد آن هستيم و نشان مي دهد فاصله اي ژرف بين امت و پيامبر وجود دارد كه جز با بازگشت به قرآن خطوط روشن آن- كه در گرو پيروي تأسي به تجسم عيني و آدم ي آن است- اين فاصله ژرف پيموده نخواهد شد.
پيامبر اكرم (ص) مي فرمايند: وقتي مي خواهي عيوب ديگـران را ياد كني ، عيوب خويش را به ياد آور . (كنز العمال ج ۳ ، ص ۵۸۶)
در طول تاريخ اديان كمتر پيامبري وجود دارد كه مانند پيامبر اسلام (ص) تمام خصوصيات و جوانب زندگى ايشان به طور واضح و روشن ، بيان ثبت ‏شده ‏باشد.
خداوند متعال در قرآن ‏با زيباترين عبارات كامل ترين ‏بيانات آن حضرت را معرفى کرده با عالى ‏ترين صفات ستوده است مى ‏فرمايد: « و اِنّك لَعلي خُلق عَظيم‏» ؛ ( قلم/۴) ” اي پيامبر! تو بر اخلاقى عظيم استوار هستى. “
نيز مى ‏فرمايد: « محمد رسول الله و الذين معه اشداء علي الكفار رحماء بينهم.» (فتح/۲۹) محمد (ص) فرستاده خداست و كسانى كه با او هستند در مساوی كفار سر سخت در ميان خود مهربانند.
محققان تاريخ نويسان پژوهشگران در ابعاد گوناگون زندگى حضرت‏ محمد (ص) سخن گفته ‏اند.
اما ائمه عليهم السلام با نگاهى ژرف و دقيق سيماى آن شخصيت ‏بى‏نظير دُرّ يكتاى عالم خلقت را به تماشا نشسته و به معرفى زندگى، مبارزات آموزه‏هاى آن حضرت پرداختند.
در اين نوشتار برآنيم تا گوشه هايى از زندگى شخصيت ‏پيامبر اكرم (ص) را از نگاه امام صادق عليه السلام بررسي كنيم .
تولد نور
امام صادق (ع) به نقل از سلمان فارسى فرمود: پيامبر اكرم (ص) فرمود: خداوند متعال مرا از درخشندگى نور خويش آفريد. (۱) همچنين امام صادق (ع) فرمود: خداوند متعال خطاب به رسول اكرم (ص) فرمود: «اى محمد! قبل از اين كه آسمان‏ها زمين عرش دريا را خلق كنم، نور تو على را آفريدم… .»(۲)
ثقة ‏الادرود كلينى (ره) مى‏نويسد: امام صادق (ع) فرمود: « ولادت ‏حضرت رسول اكرم (ص) فاطمه بنت اسد نزد آمنه (مادر گرامى پيامبر) بود. يكى از آن دو به ديگرى گفت: آيا مى‏بينى آنچه را من‏ مى‏بينم؟ ديگرى گفت: چه مى‏بينى؟ او گفت: اين نور ساطع كه مشرق مغرب را فرا گرفته است! در همين حال ، ابوطالب (ع) وارد شد و به ‏آن‏ها گفت: چرا در شگفتيد؟ فاطمه بنت اسد ماجرا را گفت. ابوطالب به او گفت: مى‏خواهى بشارتى به تو بدهم؟ او گفت: آرى. ابوطالب گفت: از تو فرزندى به وجود خواهد آمد كه وصى اين نوزاد خواهد بود (۳)
نام هاى پيامبر
كلبى ، از نسب شناسان بزرگ عرب مى‏گويد: امام صادق (ع) از من ‏پرسيد: در قرآن چند نام از نام‏هاى پيامبر خاتم (ص) ذكر شده است؟
گفتم: دو يا سه نام.
امام صادق (ع) فرمود: ده نام از نام‏هاى پيامبر اكرم در قرآن‏ آمده است: “محمد احمد ، عبدالله، طه، يس نون ، مزمل ، مدثر رسول‏ ذكر.”
پس آن حضرت براى هر اسمى آيه‏اى تلاوت فرمود فرمودند:
«ذكر» يكى از نام‏هاى محمد (ص) است ما (اهل ‏بيت) «اهل ذكر» هستيم. كلبى! هر چه مى‏خواهى از ما سؤال كن.
كلبى مى‏گويد: به خدا سوگند! از ابهت صادق آل محمد (ع‏) تمام‏ قرآن را فراموش كردم يك حرف به يآدم نيامد تا سؤال كنم. (۴)
عظمت نام محمد صلي الله عليه آله
جلوه نام محمد (ص) براى امام صادق (ع) به گونه ‏اى بود كه هر گاه ‏نام مبارك حضرت محمد (ص) به ميان مى‏آمد ، عظمت كمال رسول ‏خدا (ص) چنان در وى تاثير مى‏گذاشت ، كه رنگ چهره ‏اش دگرگون مى‏شد ، به طورى كه آن حضرت در آن حال، براى دوست ها نيز ناآشنا مى‏نمود. (۵)
امام صادق (ع) گاهى بعد از شنيدن نام پيامبر(ص) مى‏فرمود: جانم‏ به فدايش. اباهارون مى‏گويد: روزى به حضـور امام صادق (ع) شرفياب ‏شدم. آن حضرت فرمود: اباهارون! چند روزى است كه تو را نديده ‏ام. عرض كردم: خداوند متعال به من پسرى عطا فرمود. آن حضرت فرمود: خدا او را براى تو مبارك گرداند. چه نامى براى او گزینش ‏ كرده‏ اى؟ گفتم: او را محمد ناميده ‏ام. امام صادق(ع) تا نام محمد را شنيد ( به احترام آن حضرت) صورت ‏مباركش را به طرف زمين خم كرد، نزديك بود گونه‏ هاى مباركش به‏ زمين بخورد.
آن حضرت زيرلب گفت: محمد ، محمد محمد. پس فرمود: جان خودم ، فرزندانم ، پدرم و جميع اهل زمين فداى رسول خدا (ص) باد! او را دشنام مده! كتك نزن بدى به او نرسان ، بدان! در روى زمين‏ خانه اى نيست كه در آن نام محمد وجود داشته باشد ، مگر اين كه آن ‏خانه در تمام ايام مبارك خواهد بود. (۶)
سيماى پيامبر اكرم (ص)
امام جعفر صادق (ع) فرمود: امام حسن (ع) از دايى‏اش ، «هند بن ابى‏هاله‏» (۷) كه در توصيف چهره پيامبر (ص) مهارت داشت درخواست ‏ نمود تا سيماى دل آراى خاتم پيامبران (ص) را براى وى توصيف ‏نمايد. هند بن ابى هاله در جواب گفت: « رسول خدا (ص) در ديده ‏ها با عظمت مى‏نمود و در سينه ‏ها محبت ش وجود داشت . قامتش رسا ، مويش ‏نه پيچيده نه افتاده رنگش سفيد روشن پيشانيش گشاده ، ابروانش پرمو كمانى از هم گشاده ، در وسط بينى برآمدگى ‏داشت ريشش انبوه سياهى چشم ش شديد گونه هايش نرم كم ‏گوشت دندان هايش باريك و اندامش معتدل بود. آن حضرت وقت راه‏ رفتن با وقار حركت مى‏كرد. وقتى به چيزى توجه مى‏كرد ، به طور عميق‏ به آن مى‏نگريست.
به مردم خيره نمى‏شد به هر كس مى‏رسيد سلام ‏مى‏كرد؛ همیشه هادى راهنماى مردم بود. براى از دست دادن امور دنيايى خشم گين نمى‏شد. اكثر خنديدن آن حضرت تبسم بود برترين مردم نزد وى كسى بود كه ، بيشتر مواسات و نیکی يارى ‏مردم نمايد… » (۸)
اوصاف پيامبر در تورات انجيل
خداوند متعال در وصف پيامبر(ص) فرمود:« الذين ءاتينهم الكتب يعرفونه كما يعرفون ابناءهم ان فريقاً منهم ليكتمون الحق و هم يعلمون.‏» (۱۴) ؛ كسانى كه كتاب آسمانى به آنان داديم ، او را همچون فرزندان خود مى‏شناسند ؛ (ولى) جمعى از آنان ، حق را آگاهانه كتمان مى‏كنند.
امام صادق (ع) فرمود:« يعرفونه كما يعرفون ابناءهم.»
زيرا خداوند متعال در تورات انجيل زبور، حضرت محمد (ص) بعثت مهاجرت ، اصحابش را چنين توصيف نمود:« محمد رسول الله و الذين معه اشداء علي الكفار رحماء بينهم…»( فتح/۲۹) ؛ محمد(ص) فرستاده خداست ؛ كسانى كه با او هستند در مساوی كفار سرسخت شديد و در ميان خود مهربانند. پيوسته آنها را در حال ‏ركوع سجود مى‏بينى در حالى كه همیشه فضل خدا و رضاى او را طلبند. نشانه آنها در صورتشان از اثر سجده نمايان است. اين ، توصيف آنان در تورات توصيف آنان در انجيل است… .
امام صادق (ع) فرمود: اين ، صفت رسول خدا (ص) و اصحابش در تورات و انجيل است. زمانى كه خداوند پيامبر خاتم (ص) را به رسالت مبعوث ‏نمود ، اهل كتاب (يهود نصارى) او را شناختند ؛ اما نسبت ‏به او كفر ورزيدند ، همان گونه كه خداوند متعال فرمود: « فلما جاءهم ما عرفوا كفروا به…» ؛ ( بقره /۸۹) وقت ى كه اين پيامبر نزد آنها آمد كه (از قبل) او را شناخته بودند ، به او كافر شدند. (۹)
خداوند متعال در قرآن كريم ، در وصف پيامبر (ص) مى ‏فرمايد: « ما ارسلناك الا رحمة للعالمين»؛ ( انبياء/۱۰۷) ما تو را جز براى رحمت جهان يان ‏نفرستاديم. قرآن نيز مى ‏فرمايد: « ” اشداء علي الكفار رحماء بينهم» ؛ در مساوی كفار سرسخت شديد و در ميان خود مهربانند. اين دو چگونه با جمع مى‏شوند؟
برترين مخلوق
حسين بن عبدالله مى‏گويد: به امام صادق(ع) عرض كردم: آيا رسول‏ خدا (ص) سرور فرزندان آدم بود؟ آن حضرت فرمود: قسم به خدا ، او سرور تمام مخلوقات خداوند بود. خدا هيچ مخلوقى را خوب از محمد (ص) نيافريد. (۱۰)
امام صادق(ع) در حديث ديگرى فرمود: چون رسول خدا (ص) را به ‏معراج بردند جبرئيل تا مكانى با وى همراه بود از آن به بعد او را همراهى نمى‏كرد. پيامبر(ص) فرمود: جبرئيل در چنين حالى ‏مرا تنها مى‏گذارى؟! جبرئيل گفت: تو برو. سوگند به خدا، در جايى ‏قدم گذاشته‏اى كه هيچ بشرى قدم نگذاشته پيش از تو بشرى به آن ‏جا راه نيافته است (۱۱)
معمر بن راشد مى‏گويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه فرمود: يك نفر يهودى خدمت رسول خدا (ص) رسيد به دقت او را نگريست.
پيامبر اكرم(ص) فرمود: اى يهودى! چه حاجتى دارى؟ يهودى گفت: آيا تو برترى موسى بن عمران ؛ آن پيامبرى كه خدا با او تكلم ‏كرد و تورات را بر او نازل نمود و به وسيله عصايش ‏دريا را براى او شكافت و به وسيله ابر بر او سايه افكند؟
پيامبر(ص) فرمود: خوش آيند نيست كه بنده خود ستايى كند، ولكن (در جوابت) مى‏گويم كه حضرت آدم (ع) وقتى خواست از خطاى توبه ‏كند، گفت: « اللهم اني اسئلك بحق محمد آل محمد لما غفرت لي ‏» ؛ خدايا! به حق محمد آل محمد از تو مى‏خواهم كه مرا عفو نمايى.




پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوپروب close
خرید بک لینک