پنج شنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۶
  • :
  • :

متن موزیک سالار عقیلی

4336607 331 متن موزیک  سالار عقیلی

پخش موزیک در رادیو جوان

متن موزیک هزاردستان سالار عقیلی
هزار دستان چمن دوباره آمد به سخن
هزار دستان چمن ، دوباره آمد به سخن
که ای خسته از رنج دی ببین جشن گل های من
که ای خسته از رنج دی ، ببین جشن گل های من

بکن دل ز نقدینه ی جان بنه در کف می فروش
کنار گل و لاله دو جامی بزن ، کنار گل لاله دو جامی بزن

بنوش و چشم از مهر مه بپوش مکش منت آسمان به دوش
مده دست با دست بی نمک نمک جز لب بانمک
نمک جز لب بانمک

جزای کردار ستم پیشگان دهد نفخه ی صور
دوای درد دل دلدادگان بود شور نشور
بسوزد از شر بشر یک سر خشک و تر
نماند انتها زین حیوان اثر
نیارزد این جهان بدین که بهر دل دل شکنی
برون کنی پیرهنی از تنی ، برون کنی پیرهنی از تنی

مکن این طنازی با ما مکن این طنازی با ما
عبث به خود می نازی جانا
از این بلند پروازی دانم کاخر شکار بازی جانم
تمام شب سر بردن به دل دو جا
نگران کاین زمان نماند به جا
تمام شب سر بردن به یک دل دو جا
نگران کاین زمان نماند به جا
تو مشو مایه ی آوارگی ، دست من و دامان تو
بنما چاره ی بیچارگی ما عهد و پیمان تو
ریشه گر حاصلش این بار نیست
تو مده لاله دگر خار چیست
جاهد این می کده را آب گرفت کس در این معرکه هشیار نیست
کس در این معرکه هشیار نیست کس در این معرکه هشیار نیست
متن موزیک خوشه چین سالار عقیلی
من که فرزند این سرزمینم ، در پی توشه ای خوشه چینم
شآدم از پیشه ی خوشه چینی رمز شادی بخوان از جبینم

من که فرزند این سرزمینم در پی توشه ای ، خوشه چینم
شآدم از پیشه ی خوشه چینی رمز شادی بخوان از جبینم

قلب ما ، بود مملو از شادی بی پایان
سعی ما بود بهر آبادی این سامان
خوشه چین کجا اشک محنت به دامن ریزد
خوشه چین کجا دست حسرت زند بر دامان

ای خوشا بعد از لحظه ای چند آرمیدن همره دلبران خوشه چیدن
از شعف گهی همچو بلبل نغمه خواندن گه از این سو به آن سو پریدن
قلب ما بود مملو از شادی بی پایان
سعی ما ، بود بهر آبادی این سامان
خوشه چین کجا اشک محنت به دامن ریزد
خوشه چین کجا دست حسرت زند بر دامان
برپا بود جشن انگور ای افسون گر نغمه پرداز
برپا بود جشن انگور ، ای افسون گر نغمه پرداز
در کشور سبزه و گل ، با شور شعف نغمه کن ساز
قلب ما ، بود مملو از شادی بی پایان
سعی ما بود بهر آبادی این سامان
خوشه چین ، کجا اشک محنت به دامن ریزد
خوشه چین کجا دست حسرت زند بر دامان
خوشه چین کجا دست حسرت زند بر دامان

متن آهنگ ساز و آواز شور سالار عقیلی
دلم اشفته ی ان مایه ی ناز است هنوز
مرغ پر سوخته در پنجه ی باز است هنوز

جان به لب امد و لب بر لب جانان نرسید
دل به جان امد او بر سر ناز است هنوز

گرچه بیگانه به گشتم دیوانه ز عشق
یار عاشق کش و بیگانه نواز است هنوز
خاک گردیدم بر آتش من آب نزد

غافل از حسرت ارباب نیاز است هنوز
گرچه رفتی ز دلم حسرت روی تو نرفت

در این خانه به امید تو باز است هنوز
تمام خفتند به غیر از من پروانه و شمع
داستان ی ما دو سه دیوانه دراز است هنوز
این چه سوداست عمادا که تو در سر داری
وین چه سوزیست که در پرده ی ساز است هنوز

متن آهنگ ساز آواز دشتی سالار عقیلی
مرا خود با تو سرّی با تو سرّی در بین هست

وگرنه روی قشنگ ، روی قشنگ در جهان هست

وجودی دارم از مهرت گدازان

وجودم رفتو مهرت همچنان هست ، همچنان هست

وجودم رفتو مهرت همچنان هست ها.. دل…
متن آهنگ ساز آواز ابو عطا سالار عقیلی
من خرابم ز غم
من خرابم ز ناراحتی یار خراباتی خویش
من خرابم ز یار خراباتی خویش
می زند
می زند غطعم ی او ناوک غـم بر دل ریش

به عنایت نظری کن
به عنایت نظری کن که من دل شده را
نرود بی مدد

نرود بی مدد لطف تو کاری از پیش
با تو پیوستم و از غیر تو ، دل ببریدم
با تو پیوستم و از غیر تو دل ببریدم
آشنای تو ندارد سر بیگانه خویش
آشنای تو ندارد سر بیگانه خویش
متن در کنج دلم سالار عقیلی
در کنج دلم ، عشق کسی خانه ندارد
کس جای در این کلبه ی ویرانه ندارد
دل را به کف هر که نهم ، باز پس آرد
کس تاب مراقبت دیوانه ندارد
در انجمن عقل فروشان ننهم پای
دیوانه سر حرف فرزانه ندارد
دیوانه سر حرف فرزانه ندارد
تا چند کنی داستان ز اسکندر و دارا
ده روزه ی عمر این تمام افسانه ندارد
ده روزه ی عمر این تمام افسانه ندارد

از شاه و گدا هر که در این می کده ره یافت
جز خون دل خویش به پیمانه ندارد
جز خون دل خویش به پیمانه ندارد

متن موسیقی همچو فرهاد سالار عقیلی

همچو فرهاد بود
کوه وکنی پیشه ما

کوه ما سینه ما
ناخن ما تیشه ما

بهر جرعهء می
منت ساقی نکشیم

اشک ما باده ما
دیده ما شیشه ما

اشک ما باده ما
دیده ما شیشه ما

اشک ما باده ما
دیده ما شیشه ما

ماه من شاه من
بیا دمی ز برم

بیا ای تاج سرم
بیا بنشین ببرم

دل بیار بیوفای خویشتن
دآدم و دیدم سزای خویشتن

زخم فرهاد ومن از تیشه بود
او بسر زد من په پای خویشتن

هر که ننشیند بجای خویشتن

انتها ببیند حبیبم سزای خویشتن
انتها ببیند حبیبم سزای خویشتن
اگر دل میبری جانا

چنانچه دل میبری جانا
روا باشد که دل داری

روا باشد که دل داری
بین دلبران الحق

به دل داری سزاواری
به دل داری سزاواری

دلا دیشب چه میکردی
دلا دیشب چه میکردی

تو در کوی حبیب من
تو در کوی حبیب من

الهی خون شوی ای دل
الهی خون شوی ای دل

تو هم گشتی رقیب من
تو هم گشتی رقیب من

تو نیز گشتی رقیب من
تو هم گشتی رقیب من

متن موزیک امید دل سالار عقیلی
ای امید دل من کجایی
همچو بختم کنارم نیایی
آشنا سوز دیر آشنایی
یا بلای دل مبتلایی
بی وفا بی وفا ، بی وفایی
تو غارتگر عقل هوشی
به آزار جانم چه کوشی
چو نی دارم در جان خروشی
تو غارتگر عقل و هوشی
به آزار جانم چه کوشی
چو نی دارم در جان خروشی
چه خواهم از تو جز نگاهی
چه خواهی از جانم ، چه خواهی
ندارم جز عشقت گناهی
ندارم جز عشقت گناهی
بر سیه بختی من گواهی
چون دو چشـم مستت ، دل سیاهی
کو به غیر از آغوشت پناهی

آتشی سرکشی ، فتنه جویی
آفتی خانه سوزی گناهی
عشق من جان من را چه کاهی
ماه من ، مجلس آرا تویی تو
عشق من ، شادی افزا ، تویی تو
روشنی بخش دل ها تویی تو
آسان جان شیدا ، تویی تو
سرگران از چه با ما تویی تو




پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوپروب close
خرید بک لینک