دوشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۶
  • :
  • :

نقد و همچنین بررسی کردن سریال جسیکا جونز Jessica Jones

نقد و همچنین بررسی کردن سریال جسیکا جونز Jessica Jones

توسط : فرزان رحمانی در تاریخ : دوشنبه, نوامبر ۳۰th, 2015

کارآگاه خصوصی بزن‌بهادر مارول.

توجه: این نقد، داستان سریال را فاش نمی‌کند.

منتقد: اریک گلدمن از IGN

جسیکا جونز معرکه است.

در یک سال اخیر، شاهد شروع سریال‌های کمیک‌بوکی بسیار قوی‌ای بودیم. از فلش، با آن حس و حال بامزه‌اش گرفته تا دردویل با آن جوّ تاریکش. ولی با این اوصاف، جسیکا جونز باز هم توانسته فضای کاملاً متفاوت و به ویژه موفقِ مخصوص به خود ارائه دهد.

جسیکا جونز که براساس کمیک بوک ممتاز «نام مستعار» به نویسندگی برایان مایکل بندیس و طراحی مایکل گایدوس ساخته شده است، بر جنبه‌ی پَست دنیای مارول تمرکز دارد چرا که بارها شخصیت اصلی داستان را در قالب یک کارآگاه خصوصی می‌بینیم که با عکس گرفتن از همسران در حال خیانت سعی در امرار معاش دارد. فضای نوآر شدیدی بر سریال حاکم است و به طرز کلاسیکی، جسیکا به شکل یک کارآگاه خصوصی الکلی و طعنه‌زن با گذشته‌ای تاریک به تصویر کشیده شده است.

کریستن ریتر همیشه حضوری غیرمعمول و کنجکاوی‌برانگیز داشته و سریال‌هایی چون «به B در آپارتمان Û²Û³ اعتماد نکن» ثابت کرده‌اند که او برای بازی در نقش افراد حاضرجواب و کنایه‌آمیز عالی است. ولی در اینجا او بهترین بازی دوران کاری خود را ارائه داده و پستی‌بلندی‌های جسیکا جونز را به عنوان فردی که همیشه اخلاقی پرخاشگرانه داشته و حالا به خاطر وقایع وحشتناک گذشته‌اش در جایگاهی پرت و ضداجتماعی قرار دارد، به زیبایی به تصویر می‌کشد. ولی با این حال جسیکا جونز فردی است که نمی‌تواند انگیزه‌ی درونی‌اش برای کمک به نیازمندان را کنار بگذارد…و صد البته یکی دوتا ابرقدرت نیز دارد که در این مورد به کمکش می‌آیند. البته اگر صلاح بداند قدرت‌هایش را به نمایش بگذارد.

jessica jones 148 نقد و همچنین بررسی کردن سریال جسیکا جونز Jessica Jones

سریال دردویل با شخصیت کینگ‌پین با بازی وینسنت دونفوریو حسابی سطح توقعات را از شخصیت‌های منفی دنیای مارول بالا برد، ولی این فیلم‌ها و سریال‌های مرتبط به هم هیچ‌گاه شخصیت منفی‌ای چون کیل‌گرِیو با بازی دیوید تِنِنت به خود ندیده‌اند. کنترل ذهن موضوعی قدیمی است، ولی جسیکا جونز، همچون «نام مستعار»، این مفهوم را به افق‌های خیلی واقع‌گرایانه‌تر – و در نتیجه ناخوشایندتر – می‌برد.

اگر واقعاً کسی می‌توانست شما را وادار به انجام خواسته‌هایش کند چه می‌شد؟ و اگر چنین شخصی یک آدم جامعه‌ستیز کاملاً خودشیفته، بدون هیچ‌گونه اخلاقیات یا اصولی بود چه؟ کیل‌گریو ترسناک است چون فقط در فکر خودش است. او اشتیاق تسلط بر دنیا یا تبدیل شدن به یک ارباب جرم و جنایت یا به دست آوردن یک شی فراقدرتمند را ندارد. او فقط بی‌خبر مردم را وادار به انجام خواسته‌هایش می‌کند چون در آن لحظه همین فکر در ذهنش است. و احساسات و زندگی قربانیانش هم به جهنم. در مقطعی، شرور داستان از این ناله می‌کند که چقدر ناخوشایند خواهد بود اگر کسی نباشد که کارهایتان را انجام دهد، و بدین وسیله معلوم می‌کند که چقدر دنیا را یکوَری می‌بیند. تننت در اینجا عالی است و از شوخ‌طبعی و دوست‌داشتنی بودنش استفاده می‌کند تا هر از چند گاهی خلع سلاحتان کند ولی سپس به سرعت بهتان یادآوری می‌کند که چه موجود وحشتناکی است.

jessica jones 149 نقد و همچنین بررسی کردن سریال جسیکا جونز Jessica Jones

شخصیت‌های فرعی قوی هستند و ازشان در خصوص ارتباطشان با جسیکا و نشان دادن جنبه‌های مختلف شخصیتش، به درستی استفاده شده است. کری‌آن موس در نقش جری هوگارث برای خودش کوسه‌ای است در دنیای وکالت، کسی که با قانون و شاید افراد داخل زندگیش به مانند یک بازی که می‌تواند به نفع خود تغییر دهد، رفتار می‌کند. اکا دارویل، در نقش همسایه‌ی معتاد جسیکا، مالکولم، هم دوست‌داشتنی است و هم دلسوز. ویل تراول، در نقش ویل سیمپسون به طرز غیرمعمولی وارد داستان می‌شود که به ایجاد این حس کمک می‌کند که با وجود تلاش در کمک به درست‌کردن اوضاع، چیز عجیبی در خصوص این پلیس وجود دارد. مایک کولتر نیز واقعاً ثابت می‌کند که لیاقت این را دارد که سریال اختصاصی خود را (که سال بعد می‌آید) در قالب لوک کیج داشته باشد. او و ریتر با همدیگر شیمی خوب و گرمی دارند.

ریچل تیلور حضور چشمگیری در نقش تریش واکر با نام خودمانی پتسی – برداشت مارول از ابرقهرمان خود پتسی واکر/هل‌کت – دارد. دوستی تریش و جسیکا از جنبه‌های درخشان سریال است و این دو بازیگر در نشان دادن پیوند نامحتمل بین این دو زن بسیار متفاوت، عالی عمل می‌کنند.

jessica jones 147 نقد و همچنین بررسی کردن سریال جسیکا جونز Jessica Jones

من همچنین واقعاً از بازی ارین موریارتی، در نقش هوپ، تحت‌تاثیر قرار گرفتم. هوپ زن جوانی است که پس از مفقود شدن، جسیکا برای پیدا کردن او استخدام می‌شود. هوپ به برخی جاهای خیلی تاریک و بسیار آشفته‌کننده‌ای می‌رود و ارین موریارتی در اینجا عکس‌العمل‌های این شخصیت آسیب‌دیده را به زیبایی نشان می‌دهد.

حالا بگذارید کمی به بیراهه بروم و در مورد یکی از جنبه‌های سریال که اصلاً کار نمی‌کند بگویم: شخصیت رابین (کولبی مینیفی). او یکی دیگر از همسایه‌های جسیکا است که در قالب یک جفت خواهر/برادر عجیب و غریب در کنار شخصیت روبن (کیران مالکور) معرفی می‌شود.

از همان ابتدا، رابین به شدت تشدیدشده و مضحک است و این احساس را به آدم منتقل می‌کند که او اصلاً یک بخش طبیعی از این دنیا نیست. من تقصیر را گردن مینیفی نمی‌اندازم، که به نظر دقیقاً همان کاری را کرده که از او خواسته شده، اما این شخصیت یک وصله‌ی ناجور است که هر وقت سر و کله‌اش پیدا می‌شود باعث وقفه افتادن در صحنه‌ها می‌گردد. این امر هنگامی که او فقط در پیرامون داستان است موضوع چندانی مهمی نیست ولی در نیمه‌ی دوم سریال، حضور رابین افزایش می‌یابد، به ویژه در یکی از قسمت‌ها که او درواقع عضو حیاتی در برخی پیچش‌های داستانی بزرگ است. یکی از صحنه‌های به خصوصِ همان قسمت بدون شک بدترین صحنه‌ی تمام سریال است که در آن رابین در عین تحمل‌ناپذیری چندین نفر را متقاعد به گوش دادن به پیشنهادهای افتضاحش می‌کند، گویی او نیز از قدرت‌های کیل‌گریو بهره‌مند است.

همچنین شاید بتوان گفت که صحنه‌های مربوط به دعواهای زن و شوهری جری بیش از حد هستند. هرچند در نهایت این صحنه‌ها به طرز عظیم و تاثیرگذاری جواب می‌دهند و به داستان اصلی سریال گره می‌خورند ولی می‌شد همان منظور را با صحنه‌های کمتری نیز منتقل کرد. همچنین، همانند دردویل، جسیکا جونز نیز این حس را به آدم می‌دهد که نقطه اوج سریال پیش از پایان آن است. قسمت نهم سریال، اخراج موقت، در میان چندین بخش معرکه، به وضوح برجسته‌ترین نقطه‌ی فصل است، که در آن خطوط داستانی بسیاری همزمان به هم می‌پیوندند و برخی تحولات شخصیتی بسیار هیجان‌انگیز رخ می‌دهد. نمی‌گویم پایان فصل عالی نیست – هرچند حضور طولانی یک شخصیت مهمان در قسمت آخر کمی بی‌موقع است – فقط قضیه این است که مهیج‌ترین لحظات سریال کمی زود سر و کله‌شان پیدا می‌شود.

سریال چنین مشکلاتی دارد، درست، ولی در نهایت، جسیکا جونز یک پیروزی حقیقی است. این سریال به طور آشکاری بزرگسالانه‌ترین داستان دنیای سینمایی مارول تاکنون است که در آن مقدار قابل‌توجهی خشونت و نمایش صریح مسائل جنسی در رده‌ی R به چشم می‌خورد. با این وجود، هیچوقت به نظر نمی‌رسد که این مسائل بی‌دلیل یا فقط برای شوکه‌کردن مخاطب حضور دارند، بلکه برای ترسیم واقع‌گرایانه‌ی دنیای این شخصیت‌ها آورده شده‌اند.

jessica jones 150 نقد و همچنین بررسی کردن سریال جسیکا جونز Jessica Jones

مجری طرح این سریال، ملیسا روزنبرگ، نیز به طرز قابل توجهی از سر و کله زدن با این موضوع که کیل‌گریو یک متجاوز است – به نحو مختلف، چه ذهنی و چه جسمی – باکی ندارد و به طور مستقیم به پیامدهای بلایی که او سر قربانیان بسیارش آورده و تاثیر این عمل بر آن‌ها را می‌پردازد. این عنصری است که سریال فوق‌العاده خوب با آن برخورد می‌کند. به این صورت که مفهوم یک «ابرشرور» را برداشته و آن را به ترسناک‌ترین و دوپهلوترین حالت بیان می‌کند و در عین حال اطمینان حاصل می‌کند که تمرکزش را از دست نداده و انسان‌هایی که قربانی او بوده‌اند را کوچک نشمارد، چرا که سریال دائماً شرح می‌دهد که چگونه این آدم‌ها سعی دارند (یا شاید هم ندارند) که پس از چنین ضربه‌ی روحی عظیمی گذشته‌ی خود را فراموش کرده و به زندگی خود ادامه دهند.

این مضامین از بسیاری جهات برای یک سریال مارولی ریسکی هستند، اما روزنبرگ و نویسندگانش عقب نمی‌کشند و اطمینان حاصل می‌کنند که به این شخصیت‌ها بهای لازم را داده و به اتفاقی که برای این افراد افتاده و تصمیمی که پس از چنین تخطی‌ای می‌گیرند، می‌پردازند.

این موضوع که جسیکا، با وجود دیواری که دور خود ساخته، پس از ملاقات با کسانی که کیل‌گریو کنترلشان را در دست گرفته، حس همدردی خود را بازمی‌یابد، بی‌اندازه تاثیرگذار است. بارها شاهد این هستیم که کلی وزن در این جمله‌ی ساده‌ی جسیکا، «متاسفم که این اتفاق برات افتاده»، وجود دارد و می‌دانیم که او این حرف را صادقانه می‌زند.

نتیجه

جسیکا جونز اغلب تیره است و مقدار زیادی حس دلزدگی آشکار در خصوص آن وجود دارد، مخصوصاً در مواردی که پای کیل‌گریو در میان است، که این امر دیدن سریال را برای برخی سخت می‌کند. ولی من نه تنها مارول را برای راغب بودن به رفتن به چنین مسیر با یکی از سریال‌هایش تحسین می‌کنم، بلکه اعتراف می‌کنم که چقدر این سریال از همان اول تا به آخر گیرا است. با یک شخصت اصلی عالی که ما را به گوشه‌کنارهای تاریک دنیای مارول می‌برد و شخصیت منفی‌ای‌ که به طور مساوی هم شگفت‌انگیز است و هم تنفربرانگیز. پس از ظهور دردویل، نت‌فلیکس و مارول مجبور بودند به توقعات بالای طرفداران پاسخ دهند ولی با این حال آن‌ها باز هم توانستند با جسیکا جونز افق‌ها را درنوردند. جسیکا جونزی که بلافاصله ثابت می‌کند که کاملاً لایق سریال اختصاصی خود است، حتی برای آن دسته از افراد که تا پیش از این اسم او را نشنیده‌اند.

این سریال، هم در بین سریال‌های نت‌فلیکس و هم در بین دنیای سریال‌های کمیک‌بوکی، متمایز است.

 

review نقد و همچنین بررسی کردن سریال جسیکا جونز Jessica Jones

 


نقد و همچنین بررسی کردن سریال جسیکا جونز Jessica Jones در تاریخ ۳۰ November 2015 | 10:28 pm نشر یافته شده شده می باشد




پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوپروب close
خرید بک لینک